عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
60
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
هر صفحه 33 سطر دارد . كاغذ و آهار و مهرهء آن ضخيم و فاقد فيلىگرام و منسوب به عصر سلجوقى است . صفحهء اول با عبارت زير آغاز مىشود : " پير محمد را پرسيد همه خرقهء كامل تبريزى . . . " « 1 » بنابراين سرآغاز آن دسته از پيروان طريقت مولوى كه به مقالات اهميت شايانى قائلند ، كتاب را " خرقه " ناميدهاند . كتاب 77 ورق يا 144 صفحه دارد . صفحهء 119 با جملهء زير پايان مىيابد : " و آن كى خواص مىكويد ذوق ديگر و الله اعلم " صفحهء 120 با اين عبارت آغاز مىشود : بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين من مقالات سلطان المعشوقين مولانا شمس الدين تبريزى لا اخلى الله بركاته اگر از جسم بگذرى . . . " « 2 » از جملههاى آغاز و انجام برمىآيد كه مقالات دو بخش دارد و سرآغاز بخش دوم نشان مىدهد كه كتاب در زمان حيات مؤلف استنساخ شده است . يكى از خوانندگان كتاب نيز بدين نكته توجه كرده و در ظهريهء كتاب با خط نستعليق جديد ، عقيدهء خود را با اين جمله بيان كرده است كه : " در حال حيات شمس نوشته شده است " . تكرار مطالب و مستعار بودن نام گويندگان عبارات و با حروف مقطع نوشتن اسامى احتمالا براى آنكه شناخته نشوند ، مجموعا نشان مىدهد كه كتاب در حالت مسوده باقىمانده است . شايد اين كتاب كه در زمان حيات شمس گرد آمده ، بعد از شهادت وى به همين حال رها شده است ، تا خاطرات تلخ آن تكرار نشود و آتش دل مولانا فروزانتر نگردد . چنان كه مولانا خود نيز در مثنوى خاطرهها را نمىكاود و نمىخواهد دست به جراحات دل بگذارد . اين احتمال بسيار قوى است و معقول مىنمايد . نسخهء ديگرى از مقالات بهشمارهء 2155 همان كتابخانه ضبط است . جلد آن لولادار است و 193 ورق دارد . اگرچه از حيث كاغذ و خط به عصر سلجوقى منسوب است ، ولى نسبت به نسخهء پيشين جديدتر مىنمايد . ابعاد بيرونى
--> ( 1 ) اين جمله در صفحهء 95 مقالات ، چاپ احمد خوشنويس " عماد " آمده است . ( 2 ) مقالات ، پيشين ، ص 17